الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
28
تفسير مجمع البيان (فارسى)
ايمانشان ، نيكى كردهاند 2 - سدّى گويد : يعنى در آن حال ايمان و كار نيكو فايده ندارد ، زيرا تكليف زايل شده است . اينها در صورتى فايده دارند كه پيش از آن حال ، واقع شوند . پس مقصود اين است كه ايمان آن روز اگر چه توام با كار نيكو باشد ، بى - فايده است . ايمان و كار نيكو اگر از پيش باشند ، مفيد هستند . 3 - در حقيقت ، مطلب را ميان دو چيز مردّد كرده است : ايمان و كار نيكو . مىفرمايد : در آن روز ايمان كسى كه قبلا ايمان نياورده ، يا كار نيكى انجام نداده ، سودى ندارد . بله ، اگر قبلا ايمان آورده باشد ، يا اينكه در ايمانش كار نيكى انجام داده باشد ، آن ايمان و آن كار نيك بحالش مفيد هستند . پس مقصود اين است كه : آن روز ايمان كفار و طاعت مؤمنين بى فايده است . كسى كه قبلا ايمان آورده ، ايمانش فقط مفيد است و كسى كه قبلا طاعتى كرده ، طاعتش مفيد است . اين قول قويتر است . قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ : بگو : شما در انتظار اين آيات باشيد كه ما هم براى شما انتظار مىكشيم . اين آيه تشويق مىكند كه مردم پيش از آن وقت كه توبه سودى ندارد ، ايمان آورند و عمل كنند . برخى معتقدند كه ايمان ، نام كارهايى است كه انسان بنام طاعت انجام ميدهد . لكن از اين آيه بر مىآيد كه ايمان حالت قلبى است . خلاصهء مطلب آيه اين است كه ايمان و عمل هر دو قبل از فرا رسيدن لحظات اضطرار لازم است و الا بى فايده هستند . حاكم ابو سعيد مىگويد : اين آيه ، خلاف گفتار مرحبهء را - كه فقط ايمان را كافى مىدانند و براى عمل ارزشى قائل نيستند - ثابت مىكند ، زيرا مفاد آيه اين است كه تنها ايمان كافى نيست . بلكه عمل نيك هم لازم است . اما نميدانم آيه چگونه بر اين مطلب دلالت مىكند ؟ « 1 »
--> ( 1 ) هيچيك از اقوالى كه در متن آمده ، حتى قول سوم كه مؤلف بزرگوار قويتر از همه ميدانند ، معناى آيه را روشن نميكند بالعكس گفتار حاكم ابو سعيد كه مورد ايراد و طعنهء مؤلف عاليقدر قرار گرفته است ، معناى آيه را روشن مىسازد . اجمال مطلب اين است كه مىفرمايد : ايمان كسى كه تا آن روز ايمان نياورده سودى ندارد و همچنين ايمان كسى كه قبلا ايمان آورده ، لكن در گناهان